خبرگزاری مهر – حسام الدین حیدری: از دور که نگاه میکنی پیش از آنکه انبوه جمعیت به چشم بیاید این تصویر است که نگاه را میرباید، مردی که گویی هنوز در میان مردم ایستاده با همان دست برافراشته با همان لبخندی که سالها برای این ملت آشنا بود. میلیونها نفر آمدهاند تا با پیکر رهبر شهید وداع کنند اما در این قاب او هنوز بر فراز جمعیت ایستاده است. انگار مردم نمیخواهند اجازه دهند قامتش از میانشان غایب شود تصویرش را بر دوش گرفتهاند تا آخرین مسیر را نیز در کنارشان بپیماید.
پرچمهای سرخ خونخواهی در باد به تلاظم در میآیند پرچمهای ایران در میان جمعیت موج میزنند و در قلب این دریای بیکران تصویری برافراشته است که تنها یک عکس نیست نشانی از مردی است که با رفتنش اشک بر چشمها نشاند اما با راهش امید را در دلها زنده گذاشت.
اینجا دیگر یک مراسم تشییع نیست اینجا صحنه دلدادگی ملتی است که نمیخواهد میان خود و رهبر شهیدش فاصلهای بیفتد. از همین رو هر جا پیکر او میرود تصویرش نیز بر شانههای مردم پیش میرود، گویی آخرین بار خود اوست که از میان این دریای انسان عبور میکند و مردم با اشک سلام آخر را به او میرسانند.
بعضی انسانها با رفتن کوچک نمیشوند در دل مردم بزرگتر میشوند، شاید پیکر رهبر شهید بر میان مردم تشییع شود اما امروز این مردماند که نام، یاد و راه او را بر دوش گرفتهاند راهی که به باور آنها با شهادت پایان نمییابد بلکه از دل همین جمعیت ادامه پیدا میکند.

