به گزارش خبرآنلاین، به نقل از ایلنا، قادر باستانی تبریزی، استاد ارتباطات، پژوهشگر رسانه، روزنامهنگار و عضو هیات مدیره انجمن صنفی روزنامهنگاران گفت: اغلب دادهها درباره تبعات قطع اینترنت و اینترنت بیکیفیت هشدارآمیز است. تجربه زیسته مردم هم نشان میدهد وضعیت اینترنت در ماههای اخیر چقدر موجب نارضایتی و عصبانیت جامعه شده است. وقتی شما با دادههای روشن مواجه هستید که نشان میدهد جامعه از یک سیاست ناراضی است، نادیده گرفتن آن یا به معنای بیاعتنایی به افکار عمومی است یا به معنای ناتوانی در تصمیمگیری. در هر دو حالت، مسئله جدی است.
وی افزود: اینترنت قربانی ساختارهای غیرپاسخگو و تصمیمسازی غیرشفاف شده است. دولت به سهم خودش و در حدی که توان دارد، برای بهبود وضع اینترنت تلاش میکند. اما صرف اینکه دولتمردان بگویند «ما هم ناراضی هستیم» یا «مخالفیم»، اصلاً کافی نیست. اگر واقعاً از دولت سلب اختیار شده و توان تصمیمگیری در این حوزه را ندارد، باید شجاعانه اعلام کند تا مطالبه مردم جهت درست خودش را پیدا کند.
باستانی با تحلیل ورود فناوریهای جدید مثل استارلینک، آن را یک فرصت برای تغییر نگاه دانست و گفت: پیشرفت تکنولوژی منتظر تصمیمات ما نمیماند. استارلینک و مشابه آن، نشان میدهند که راهکار علمی، رقابت در کیفیت و ارزانی است، نه محدودسازی. ما باید شرایطی فراهم کنیم که پلتفرمهای داخلی و بینالمللی در یک فضای رقابتی سالم فعالیت کنند. اینترنت پرو یا راهکارهای موقت، تنها هزینهها را بالا میبرد، در حالی که راه حل اصلی در حکمرانی هوشمندانه و ترمیم پیوند با جامعه است.
باستانی تبریزی خاطرنشان کرد: مشکل جدی این است که به نظر میرسد تصمیمگیری درباره اینترنت در اختیار یک جریان محدود است که اساساً برای افکار عمومی و خواست مردم وزن چندانی قائل نیست و در چنین نگاهی، اینترنت یک زیرساخت توسعهای نیست، بلکه یک تهدید دائمی دیده میشود.
وی اضافه کرد: مشکلات فعلی ناشی از نوعی نگاه اقلیتی است که بین افکار عمومی و تصمیمسازی فاصله ایجاد کرده است. اما من معتقدم ساختار سیاسی کشور این پتانسیل را دارد که با تعریف دقیق «حقوق شهروندی دیجیتال»، این ابهامات را برطرف کند. وقتی حقوق اولیه در فضای مجازی شفاف شود، دیگر نیازی به برخوردهای سلبی نخواهد بود. ما باید از استراتژی ابهام به سمت استراتژی شفافیت حرکت کنیم تا نهادها در قبال تصمیماتشان پاسخگو باشند و مردم نیز خود را بخشی از این منظومه ببینند.
وی با اشاره به آثار این سیاست گفت: تجربه نشان داده مزایای قطع اینترنت حتی در کوتاهمدت هم محدود است. نه امنیت سایبری به شکل پایدار تضمین میشود، نه مانع ناآرامیهاست. اما در مقابل، آسیبهای اقتصادی، اجتماعی و فناورانه آن بسیار گسترده است.
وی ادامه داد: در میانمدت و بلندمدت، ما با عقبماندگی فناورانه، افزایش هزینههای توسعه و واگذاری مرجعیت اطلاعاتی به بیرون از کشور مواجه میشویم و اینها خسارتهای جدی و انباشته هستند. بنابراین قطع اینترنت نه امنیت میآورد نه ثبات و فقط هزینهها را انباشته میکند.
باستانی تبریزی گفت: ما نبرد روایتها را در فضای رسانهای میبازیم و تصور میکنیم با بستن اینترنت میتوانیم این شکست را جبران کنیم. اما واقعیت این است که دشمن راههای جدید پیدا میکند و ما همچنان بر راهحلهای محدودکننده پافشاری میکنیم.
وی افزود: رسانه ملی و نهادهای رسمی ما هنوز نتوانستهاند تنوع اجتماعی را به رسمیت بشناسند. در حالی که جامعه متکثر است و ابزارهای رسانهای رسمی همچنان تکصدایی عمل میکنند.
وی در ادامه گفت: بخشی از سیاستگذاران همه مسائل را به رسانه تقلیل میدهند. انگار اگر اینترنت بسته شود، مشکلات هم حل میشود. در حالی که تورم، بیکاری و فشار اقتصادی واقعیاند و مردم آنها را در زندگی روزمره لمس میکنند. رسانهها نقش تشدیدکننده دارند، نه ایجادکننده بحران از صفر. اگر مسئله فقط رسانه بود، باید در دورههایی که شبکههای اجتماعی اوج نفوذ را داشتند، مشارکت سیاسی سقوط میکرد، در حالی که چنین چیزی رخ نداد و انتخابات ۷۰ درصدی برگزار شد.
باستانی تبریزی در پاسخ به این پرسش که آیا اینترنت عامل ناآرامیهاست؟ گفت: این سؤال کلیدی است. ناآرامیهای اجتماعی عمدتاً ریشههای اقتصادی و اجتماعی دارند و اینترنت ممکن است بازتابدهنده یا تقویتکننده باشد، اما علت اصلی نیست.
وی اضافه کرد: این تصور که با قطع اینترنت میتوان خطاهای ادراکی و شناختی جامعه را اصلاح کرد، سادهسازی مسئله است. خطاهای ادراکی اگر هم وجود داشته باشند، ریشه در تجربه زیسته مردم دارند، نه صرفاً در فضای مجازی.
وی تأکید کرد: اینترنت را نمیتوان مثل یک ابزار موقت برای مدیریت بحران دید. این زیرساخت زندگی، اقتصاد و فرهنگ جامعه است. هر تصمیمی درباره آن باید با درک عمیق از پیامدهای بلندمدت اتخاذ شود.
باستانی تبریزی در پایان خاطرنشان کرد: افقهای روشنی پیش روی ماست، مشروط بر اینکه به سمت بهبود کیفیت حکمرانی حرکت کنیم. حکمرانی درست، یعنی شنیدن صدای افکار عمومی و مشارکت دادن آنها در تصمیمات. اگر ما شرایط واقعی معیشت، تورم و بیکاری را بهبود ببخشیم، اینترنت تهدید نخواهد بود، بلکه به بزرگترین ابزار ما برای تولید ثروت و توزیع عادلانه آن تبدیل میشود. ما پتانسیل تبدیل شدن به قطب فناوری منطقه را داریم، تنها کافی است به دانش متخصصان خود اعتماد کنیم و اجازه دهیم جریان آزاد اطلاعات، خون تازهای در رگهای توسعه ملی تزریق کند. هرچه دیرتر این واقعیت پذیرفته شود، هزینهها بیشتر خواهد شد.

