تینا مزدکی_تجارت در فضای مجازی، بیش از آنکه وابسته به کدهای فنی باشد، بر پایه یک چرخه میان فروشنده و خریدار شکل میگیرد. در روزهای اخیر، اما، این چرخه با پدیدهای به نام «اینترنت طبقاتی» و «سیمکارتهای سفید» وارد مرحلهای پیچیده شده است؛ فضایی که در آن فروشنده اجازه دارد چراغهای ویترین خود را روشن نگاه دارد، اما خریدار راهی برای عبور از این محدودیت ندارد و از تماشای کالاها بازمانده است. این شکافِ میان دسترسیِ کسبوکار و عدم دسترسیِ مخاطب، دقیقاً همان نقطهای است که تعادلِ بدیهیِ عرضه و تقاضا را به چالش میکشد.
داستانِ امروزِ اکوسیستم دیجیتال، روایتِ تلاش برای بقا در شرایطی مبهم است. در چنین شرایطی، این سوال جدی مطرح میشود که آیا میتوان بدون حضورِ آزادانهی مخاطب در همان بستری که کسبوکار سرمایهگذاری کرده، به تداوم چرخهی اقتصادی امیدوار بود؟ در گفتگو با حمیدرضا احمدی عضو انجمن تجارت الکترونیک، به بررسی این موضوع پرداختیم که چرا اینترنت سفید نیز نمیتوانند سایهی رکود را از سر بازار دیجیتال کنار بزنند.
مسئله ما اکنون عدم شفافیت است!
او در ابتدا در پاسخ به این پرسش که این استراتژی که به برخی افراد و کسبوکارها دسترسی به اینترنت آزاد داده میشود، آیندهای خواهد داشت، گفت:« پیش از ورود به جزئیات فنی یا مباحثی نظیر اینترنت طبقاتی و سیمکارتهای سفید، باید به یک مسئله بزرگتر و ریشهایتر پرداخت که آن هم عدم شفافیت در اهداف و سیاستهای کلان حوزه اینترنت است. در حال حاضر، مشخص نیست که تصمیمات اتخاذ شده بر چه اساسی گرفته میشوند و دورنمای وضعیت اینترنت کشور، مثلاً سه ماه پس از فروکش کردن تنشهای منطقهای و بازگشت به شرایط عادی، چگونه خواهد بود. این عدم قطعیتها، همگی علامتسوالهایی هستند که به دلیل امنیتیانگاری موضوع، هیچ پاسخ واضحی برای آنها وجود ندارد.»
او ادامه داد:« من معتقدم در زمانهایی که شرایط کشور وخیم نیست و امکان گفتوگو فراهم است، دولت وظیفه دارد سیاستهای خود را تالیف کند و مکانیزمهای اجرایی آن را به دقت شرح دهد تا کسبوکارها و مردم از وضعیت خود آگاه شوند. اگر دلایل این تصمیمات شفاف بیان شود، امکان نقد و بررسی کارشناسانه نیز فراهم میگردد؛ اما در وضعیت فعلی، ما صرفاً بر پایه حرفوحدیثها و پیشبینیهای غیررسمی عمل میکنیم که این شیوه، اساساً رویکردی غیراصولی برای مدیریت فضای دیجیتال است.»
آیا مخاطب در «روبیکا» یا «بله» ماندگار میشود؟
حمیدرضا احمدی در پاسخ به این پرسش که چنین تصمیمگیری چه تاثیری بر مخاطب دارد گفت:« پیشفرضهایی نظیر ارائه «سیمکارت سفید» به کسبوکارها، ابهامات زیادی دارد. برای ما به عنوان فعالان این حوزه، مشخص نیست که آیا پلتفرمهایی که بر روی آنها سرمایهگذاری سنگینی انجام دادهایم (مانند اینستاگرام و تلگرام)، در سه ماه آینده همچنان برای مخاطبان قابل دسترسی خواهند بود یا خیر. اگر استراتژی کلان این است که تمامی تعاملات به پلتفرمهای بومی مانند «روبیکا» یا «بله» منتقل شود، باز هم این ابهام باقی است که آیا مخاطب در آینده نیز همین میزان از مشارکت و حضور را در این بسترهای داخلی خواهد داشت یا خیر؟»
او در پاسخ به این پرسش که آیا ارائه اینترنت سفید به برخی افراد راهکار مناسبی برای جلوگیری از خسارت است، گفت:« حتی اگر راهکارهایی نظیر اینترنت سفید برای بخشی از کسبوکارها اجرا شود، این امر مشکل اصلی را حل نمیکند؛ چرا که ما نه تنها به یک نقشه راه شفاف برای برنامهریزیهای بلندمدت نیاز داریم، بلکه تداوم دسترسی به کانالهای ارتباطی که پیشتر بر پایه آنها زیرساخت کسبوکارمان را بنا کردهایم، حیاتی است.»
پلتفرمهای کنونی آیندهای ندارند
این فعال حوزه استارتاپی در آخر گفت:« بزرگترین چالش فعلی، «فقدان شفافیت» است که منجر به گسترش شایعات، سردرگمی و اتخاذ مواضع مبهم در موافقت یا مخالفت با سیاستها شده است. ما نمیدانیم تصمیمات فعلی موقتی هستند یا دائمی، بخشی از یک سیاست کلاناند یا صرفاً واکنشهای مقطعی. این کانالها برای اطلاع رسانی و صحبت با مخاطب آیندهای ندارد، کسبوکارها همواره ترجیح میدهند در جایی حضور داشته باشند که مشتری حضور دارد؛ اما وقتی مشتری تکلیف خود را در فضای اینترنت نمیداند و ما نیز از آینده دسترسیها بیخبریم، برنامهریزی عملاً غیرممکن میشود.»
۵۸۳۲۳


