از واشنگتن تا آتن؛ روبیو و بازتولید روش‌های رسانه‌ای راست افراطی | اقتصاد فارسی

از واشنگتن تا آتن؛ روبیو و بازتولید روش‌های رسانه‌ای راست افراطی | اقتصاد فارسی
×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

سرخط اخبار اقتصادی

افزونه جلالی را نصب کنید.  .::.   برابر با : Saturday, 10 October , 2026  .::.  اخبار منتشر شده : 74 خبر
از واشنگتن تا آتن؛ روبیو و بازتولید روش‌های رسانه‌ای راست افراطی

یادداشت مهمان – محمدرضا نوروزپور؛ «هر کشوری، در هر منطقه‌ای، اکنون باید تصمیم بگیرد: یا با ماست یا با تروریست‌ها.»

جورج دبلیو بوش، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، این جمله را در سخنرانی خود خطاب به کنگره و در پی حملات یازده سپتامبر بیان کرد؛ صورت‌بندی صریحِ منطقی که تهدید را به معیاری برای صف‌بندی کشورها بدل می‌کرد. اظهارات بی‌شرمانه اخیر مارکو روبیو، وزیر خارجه راست‌گرای آمریکا، در آتن را نیز می‌توان از همین زاویه بررسی کرد.

او پس از یادآوری تهاجم خشایارشا به آتن، رهبران ایران را با تعابیری زشت توصیف کرد و گفت تهدیدهای امروز ایران به‌اندازه تهدیدهای روزگار باستان واقعی‌اند. روبیو تعمداً با این کنارهم‌نشاندن، منازعه سیاسی امروز را در قاب تقابل تمدنی قرار داد و تلاش کرد تصویری از ایران به‌مثابه تهدیدی وجودی برای تمدن غرب بسازد. چنین روایتی پرده از واقعیتی تلخ برمی‌دارد: میان شیوه‌های روایت‌سازیِ جناح راست افراطی و جریان موسوم به «ماگا» در سیاست داخلی ایالات متحده، با شیوه‌هایی که در سیاست خارجی و رویکرد ژئوپلیتیک خود به کار می‌گیرند، شباهت‌هایی جدی وجود دارد.

این جریان سیاسی، همان فرمول‌ها، میان‌برهای شناختی و تکنیک‌های اقناع و دستکاری روانی را که سال‌هاست در فضای رسانه‌ایِ جناح راست آمریکا (از جمله فاکس‌نیوز، نیوزمکس و وان‌آمریکن‌نتورک) به کار می‌روند، به مقیاس جهانی می‌برد. در این نگاه، جهان دیگر عرصه‌ای برای دیپلماسی، گفت‌وگو و واکاوی پیچیدگی‌های تاریخی نیست؛ بلکه به استودیویی بزرگ بدل می‌شود که در آن راوی می‌کوشد با فنون دستکاری ذهنی، برای مخاطب «دشمن بسازد»، «هراس بیافریند» و جهان پیرامونش را به دو قطب مطلقِ «خیر و شر» فروبکاهد؛ سپس او را به صف‌آرایی در یکی از این دو قطب وادارد.

تعمیم تکنیک‌های رسانه‌ای به صحنه ژئوپلیتیک (جعبه‌ابزار جنگ شناختی)

وقتی رهبران و مقام‌های این جریان در مهد تمدن باستانِ غرب می‌ایستند و تاریخ پیچیده، پر از دادوستد و تعامل میان شرق و غرب را به روایتی از «جنگ خیر و شر» میان خشایارشای مهاجم و آتنِ معصوم تقلیل می‌دهند، از همان تکنیک‌های آشنای تبلیغات سیاسی و جنگ شناختی بهره می‌برند:

قاب‌بندی خیر و شر مطلق: درست مانند رسانه‌هایی که جامعه را در یک دو قطبی مهلک، به «خودی‌های وطن‌پرست» و «دشمنان داخلی» تجزیه می‌کنند، در سیاست خارجی نیز جهان به دو دسته‌ «وارثان پاک‌سرشتِ ارزش‌ها و تمدن غرب» و «دیگریِ بربر، ستیزه‌جو و شرور» تقسیم می‌شود. این در حالی است که ایران از کانون‌های دیرپای تمدن بشری بوده و در دوره‌های گوناگون به پیشرفت علم، فلسفه، شعر، طب، معماری و دیوان‌سالاری در جهان کمک کرده است. منشور حقوق بشر کوروش سندی از دوره هخامنشی درباره فتح بابل و سیاست‌های پیشرو و متمدنانه آن عصر است که همراه با اسناد و وجوه مثبت دیگر تاریخ چند هزارساله ایران در روایت‌هایی که می‌خواهند تصویری یک‌سره «بربر و ستیزه‌جو» از آن بسازند، عامدانه نادیده گرفته می‌شود.

پمپاژ هراس موجودیتی: همان‌طور که در داخل با بزرگ‌نمایی یا انتخاب گزینشیِ تهدیدها، حس بقا و ترس مخاطب تحریک می‌شود تا پذیرش سیاست‌های امنیتی آسان‌تر گردد، در صحنه بین‌المللی نیز با برجسته‌سازی تهدیدهای موهوم و پیوند زدن آن‌ها به روایت‌های تحریف‌شده تاریخی، به شهروند غربی القا می‌شود که بقای تمدنش در گروِ سیاست‌های تهاجمی، گستردگی پایگاه‌های نظامی و اعمال تحریم‌های خردکننده علیه کشوری مانند ایران است؛ گویی در غیر این صورت، هستیِ او به نابودی کشیده خواهد شد. این در حالی است که حافظه تاریخی جهان گواهی دیگری می‌دهد: بخش عمده‌ای از بی‌ثباتی‌ها، کودتاها و جنگ‌های خانمان‌سوز خاورمیانه در قرن اخیر — از جمله کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در ایران — حاصل مستقیم مداخلات تهاجمی ایالات متحده و متحدانش بوده است. این الگوی پروپاگاندا نه تنها خطرات ناشی از سیاست‌های جنگ‌طلبانه آمریکا را سانسور می‌کند و جای متجاوز و قربانی را تغییر می‌دهد، بلکه سابقه سیاهی از عریان‌ترین فجایع بشری — از نخستین فاجعه اتمی تاریخ در هیروشیما و ناکازاکی تا حمایت بی‌دریغ از نسل‌کشی آشکار در فلسطین — را پشتِ نقابِ «دفاع از تمدن» پنهان می‌سازد.

انسان‌زدایی از رقیب: الصاق عنوان‌های هراس‌افکن، به‌کارگیری ادبیات تحقیرآمیز و نادیده‌گرفتن وجوه فرهنگی و تمدنی یک ملت، در کنار فروکاستن آن به تصویری یک‌دست از جریان‌های افراطی و تهدیدگر ــ از جمله با طرح ادعاهایی چون استفاده از «کودکان انتحاری» ــ راه را بر گفت‌وگوی عقلانی می‌بندد. چنین تصویرسازی‌ای می‌تواند افکار عمومی را برای پذیرش خشونت‌های گسترده، جنگ‌های ویرانگر و تحریم‌هایی که دسترسی مردم عادی به دارو و کالاهای اساسی را محدود می‌کنند، آماده سازد یا آن‌ها را توجیه‌پذیر جلوه دهد.

این در حالی است که جامعه نزدیک به 90 میلیون نفری ایران، با تنوع سیاسی و اجتماعی و جمعیتی از جوانان تحصیل‌کرده و نخبگان، در این روایت‌ها به تصویری یکدست و افراطی تقلیل داده می‌شود؛ تصویری که پذیرش فشارهای معیشتی بر مردم عادی را برای وجدان غربی آسان‌تر می‌کند.

تحریف و پاک‌سازی گزینشی تاریخ: مشابه روش رسانه‌هایی که سخنان سیاستمداران را با بریدن بخش‌هایی از آن‌ها بازنمایی می‌کنند، تاریخ روابط بین‌الملل نیز از تعامل، تجارت و اشتراک فرهنگی تهی می‌شود و فقط فریم‌های جنگ، آتش‌سوزی و تهاجم برجسته می‌ماند تا صحنه برای توجیه سیاست امروز آماده شود. تهاجم خشایارشا به یونان واقعیتی تاریخی است؛ اما تقلیل تاریخ روابط ایران و یونان به همین واقعه و تعمیم آن به تقابل‌های سیاسی امروز، نمونه‌ای آگاهانه از گزینش و بهره‌برداری سیاسی از تاریخ است.

تکرار و بمباران اطلاعاتی: در این روش، تصویر تحریف‌شده ایران به‌عنوان تهدیدی برای غرب، بارها در سخنان مقام‌های سیاسی و رسانه‌ای بازتولید می‌شود تا بر اثر تکرار، در ذهن مخاطب به واقعیتی بدیهی بدل شود.

روبیو نیز با پیوند زدن جنگ خشایارشا با تصویر امروز ایران، حلقه‌ای دیگر به همین روایت می‌افزاید: روایتی که با حذف پیچیدگی‌های تاریخی و سیاسی، ایران را در جایگاه دشمنی دیرینه و تغییرناپذیر تمدن غرب می‌نشاند وهمه جهان غرب را نسبت به رویارویی با این تهدید وجودی تحریک می‌کند

کارکردهای پنهان: از مصون‌سازی حاکمان تا خفه‌کردن دیپلماسی

این روایت‌سازی‌ها صرفاً برای توجیه سیاست خارجی یا انحراف افکار عمومی از بحران‌های داخلی نیست؛ بلکه با خلقِ تصویری اهریمنی از یک «دشمن وجودی»، صفِ حامیان را حول رهبری که خود را منجیِ امنیت و تمدن غرب می‌نامد، فشرده‌تر می‌سازد و سیاست‌های تهاجمی نظیر تحریم، تسلیحات‌گرایی و امنیتی‌سازی را از «انتخاب‌هایی چالش‌پذیر» به «ضرورت‌های ناگزیر» بدل می‌کند. هم‌زمان، این مانور تبلیغاتی با ادعای اینکه آمریکا به نمایندگی از کل جهانِ غرب در حال نبرد است، نوعی «باج‌گیری اخلاقی» علیه دولتمردان مردد یا معترض به راه می‌اندازد؛ پیامی غیرمستقیم که القا می‌کند: «ما به نیابت از تمدن غرب می‌جنگیم؛ پس اگر همراه نمی‌شوید، دست‌کم سکوت کنید و مانع نشوید.» در چنین فضاسازی مسمومی، هزینه‌های سنگین انسانی و مسئولیت سیاسیِ تصمیم‌گیران سانسور می‌شود، منتقدان به خیانت، بی‌وطنی یا ساده‌لوحی متهم می‌گردند و با تنزلِ دیپلماسی به «سازش با شر»، هرگونه افقِ گفت‌وگو مسدود می‌شود.

راهکارهای مواجهه

برای مواجهه با این ماشین عظیمِ جنگ شناختی و پروپاگاندای یک‌جانبه‌گرایانه، انفعال به معنای پذیرش شکست است؛ از این رو باید به‌جای افتادن در دامِ واکنش‌های هیجانی، روایتِ تاریخیِ مستند و چندبعدی از تعاملات و پیوندهای غنیِ فرهنگی شرق و غرب را در عرصه‌های دانشگاهی، رسانه‌ای و بین‌المللی برجسته کرد؛ سازوکارهای پشت‌پرده پروپاگاندا و تکنیک‌های دشمن‌تراشیِ گزینشی را با تکیه بر سواد رسانه‌ای انتقادی برای افکار عمومی جهانی رمزگشایی کرد؛ تبعاتِ مرگبار و انسانیِ تحریم‌ها و جنگ‌افروزی‌ها بر زندگی، سلامت و دسترسی مردم عادی به دارو را با زبانی عینی، مستند و غیرجناحی به گوش آگاهیِ جمعیِ جوامع غربی رساند؛ و با توسعه دیپلماسی عمومیِ مستقل و ایجاد پل‌های مستقیم میان نخبگان، نهادهای علمی و روشنفکران آزاداندیش جهان با جامعه ایران، اجازه نداد که چهره ملت و تمدن ایران در انحصارِ تریبون‌های سیاسیِ مغرض و رسانه‌های جنگ‌طلب باقی بماند.

✅ آیا این خبر اقتصادی برای شما مفید بود؟ امتیاز خود را ثبت کنید.
[کل: 0 میانگین: 0]

  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از بررسی توسط تیم اقتصاد فارسی منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی توهین، افترا و یا خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران باشد منتشر نخواهد شد.
  • لازم به یادآوری است که آی پی شخص نظر دهنده ثبت می شود و کلیه مسئولیت های حقوقی نظرات بر عهده شخص نظر بوده و قابل پیگیری قضایی می باشد که در صورت هر گونه شکایت مسئولیت بر عهده شخص نظر دهنده خواهد بود.
  • لطفا از تایپ فینگلیش بپرهیزید. در غیر اینصورت دیدگاه شما منتشر نخواهد شد.