یادداشت مهمان- حسین رجائی، کارشناس مسائل سیاسی: برای ترامپ بسیار سخت است که با ایران به هیچگونه توافقی برسد. حتی دادن کوچکترین امتیازی به ایران او را با آوار تخریب و تمسخر در آمریکا روبرو خواهد کرد. نه لابی قدرتمند اسرائیل دست از سر او خواهد برداشت و نه رقبای دموکراتی که به خون وی تشنهاند. اکنون ترامپ به لطف بازی مذاکره و توافق توانسته قدری از قیمت انرژی کاسته و فشارها را از روی خود کاهش دهد، از آن طرف او جام جهانی را در پیش دارد که هم فرصتی است برای حواسپرتی بیشتر افکار عمومی از قیمت انرژی و هم فرصتی برای ارضای بیشتر میل به دیدهشدن و خودشیفتگی. بنابراین بعید است بجز در صورت فراهم شدن موقعیت ویژه ترور، آمریکا در این مدت جنگی را آغاز کند. ترامپ احتمالا ترجیح خواهد داد به تداوم همان گزینه محاصره دل ببندد و امیدوار باشد که با افزایش فشار ناشی از محاصره تا یکی دو ماه آینده، طرف ایرانی راحتتر تسلیم خواستههای وی شود.
پس از پایان جام جهانی، ترامپ باید مجددا تصمیم بگیرد. او فقط سه ماه زمان خواهد داشت تا از شکست جمهوریخواهان در کنگره و نابودی آینده خود جلوگیری کند. درست است که وی توانسته به کمک تعدیل قیمت انرژی و جام جهانی، حواسها را پرت کند اما تداوم افزایش کمبود و کاهش ذخایر جهانی تا آن موقع، احتمالا وضع انرژی را به لبه پرتگاه رسانده است. اگر ایرانیها تا آن زمان به دلیل افزایش فشار اقتصادی و نارضایتی داخلی، دستهای خود را بالا برده و تسلیم توافق مطلوب آمریکا شدند که ترامپ به همین پیروزی حداقلی اکتفا کرده و سعی میکند با دستاوردفروشی به مردم آمریکا انتخابات را از سر بگذراند. او پس از پیروزی احتمالی در انتخابات، دیگر به رای مردم آمریکا نیاز ندارد و احتمال بسیاری وجود دارد که به دنبال همان آرزوی موهوم ثبت کردن نام خود در تاریخ آمریکا و البته برای جبران حقارتی که در جنگ با ایران متحمل شده به جنگ بزرگ و ویرانگر دیگری با کشورمان بازگردد. اما در صورتی که مذاکرهکنندگان ایرانی حتی پس از افزایش فشارهای اقتصادی ناشی از محاصره، حاضر نشوند آنچه ترامپ میخواهد را به او بدهند و به دنبال آن باشند که با برگ کاهش ذخایر جهانی انرژی به وی فشار آوردند به احتمال قوی ترامپ به گزینه جنگ باز میگردد. جنگی که اینبار عملیاتهای هوابرد و اشغال زمینی، پایههای اصلی آن است.
بر مبنای آنچه اشاره شد به نظر میرسد اصلیترین راهبرد ما باید شکست سنگین جمهوریخواهان در انتخابات کنگره باشد. هر راهبرد دیگری اگر بر این پیشفرض غلط استوار باشد که آمریکا حداقل خواستههای ما را در مذاکرات به ما خواهد داد، برای آینده کشور بسیار خطرناک است. مذاکرهکنندگان ما بر مبنای شرایط اقتصادی کشور باید تصمیم بگیرند: اگر اثرگذاری محاصره آنقدر نیست که بر تابآوری اقتصادی و توان نظامی کشور در جنگ قریبالوقوع آینده تاثیر قابل ملاحظهای بگذارد شاید بتوان قدری صبر کرد تا به موعد انتخابات کنگره نزدیکتر شد، در غیر اینصورت بهترین زمان برای شکستن محاصره و توسعه جنگ انرژی به بابالمندب و خطوط لوله زمینی نفت، گرماگرم جامجهانی است. باید ابتکار عمل را از دشمن گرفت و زمانی به سراغ او رفت که از آن گریزان است.

