شکنندگی تعادل بازار جهانی با بحران در تنگه هرمز / نفت وگاز کشورهای نیازمند از راههای دیگری تامین شود؟ | اقتصاد فارسی

شکنندگی تعادل بازار جهانی با بحران در تنگه هرمز / نفت وگاز کشورهای نیازمند از راههای دیگری تامین شود؟ | اقتصاد فارسی
×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

سرخط اخبار اقتصادی

افزونه جلالی را نصب کنید.  .::.   برابر با : Wednesday, 29 April , 2026  .::.  اخبار منتشر شده : 14 خبر
شکنندگی تعادل بازار جهانی با بحران در تنگه هرمز / نفت وگاز کشورهای نیازمند از راههای دیگری تامین شود؟

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از اطلاعات، بیش از ۲۰درصد نفت جهان از این مسیر عبور می‌کند و هرگونه اختلال در آن، به‌مانند فشردن نبض حساس اقتصاد بین‌الملل است. اکنون با بالا گرفتن تنش‌ها و مطرح شدن سناریوی بسته ماندن این تنگه، بازار انرژی بار دیگر شاهد جهش قیمتی شده است.

قیمت نفت برنت با عبور از مرز ۱۱۰دلار در هر بشکه، نشانه‌ای از شکنندگی تعادل بازار جهانی است. این وضعیت فقط بحران انرژی نیست، بلکه آزمایشی تاریخی برای مسیر گذار جهانی به انرژی‌های جایگزین نیز به حساب می‌آید. جهان در تنگه‌ای از انتخاب ایستاده است: ماندن در وابستگی به نفت یا شتاب‌گرفتن در مسیر رهایی از آن.

بازار نفت ماه‌هاست با نوسان‌های سیاسی، جنگ‌های نیابتی و نااطمینانی ژئوپلیتیکی دست و پنجه نرم می‌کند. بسته‌شدن موقت یا محدود تنگه هرمز، ترسی پنهان در ذهن فعالان اقتصادی و دولت‌هاست.افزایش قیمت نفت برنت تا سطح ۱۱۰دلار بیش از آنکه ناشی از کمبود واقعی عرضه باشد، بازتابی از  ریسک روانی بازار است. معامله‌گران می‌دانند که هر روز انسداد تنگه، حدود ۲۰میلیون بشکه نفت را از جریان جهانی خارج می‌کند.

در چنین شرایطی، کشورهای واردکننده دچار نگرانی مضاعف شده‌اند، ازجمله اروپا که هنوز آثار بحران گاز روسیه را فراموش نکرده، و آسیا که رشد اقتصادی‌اش به واردات انرژی ارزان وابسته است.در مقابل، کشورهای صادرکننده مانند عربستان، امارات و روسیه در ظاهر از قیمت بالاتر سود می‌برند، اما ثبات بلندمدت برای آنان حیاتی‌تر از نوسان‌های کوتاه‌مدت است. به همین دلیل، اوپک‌پلاس همچنان محتاطانه عمل می‌کند تا بازار بیش از حد ملتهب نشود.

سناریوهای آینده

در صورت تداوم بحران، جهان با چند سناریوی محتمل روبه‌رو است:
۱. تداوم انسداد و بازار پرریسک: در این سناریو، حمل‌ونقل نفت از خلیج فارس کاهش شدید یافته و قیمت‌ها ممکن است تا محدوده ۱۳۰–۱۴۰دلار برسد. کشورهایی که ذخایر استراتژیک دارند (مانند آمریکا، چین، ژاپن) از ذخایر خود استفاده خواهند کرد. فشار تورمی در بازار جهانی افزایش می‌یابد و رشد اقتصادی جهانی کند می‌شود .
۲. بازگشایی نسبی با توافقات چندجانبه:احتمال دارد کشورهای منطقه با میانجیگری قدرت‌های جهانی به توافقی موقت برای عبور امن نفتکش‌ها برسند. در این حالت، قیمت‌ها تعدیل می‌شود، ولی نااطمینانی پابرجا می‌ماند. سرمایه‌گذاران انرژی در چنین محیطی محتاط می‌شوند و سرمایه به سمت فناوری‌های کم‌ریسک‌تری مانند انرژی خورشیدی و بادی سوق می‌یابد.
۳. بازطراحی مسیرهای جایگزین انرژی:کشورهای تولیدکننده سعی می‌کنند وابستگی خود به این مسیر را کاهش دهند؛ برای نمونه، توسعه خط لوله شرق‌به‌غرب عربستان (از خلیج فارس به دریای سرخ)، خط لوله حبشان-فجیره امارات و حتی طرح اتصال عراق از بصره به بنادر مدیترانه‌ای.  این نگاه جدید به معنای بازآرایی ژئوپلیتیک انرژی و تلاشی برای دور زدن تنگه است، نه حل بحران آن.

شتاب ناخواسته اما محتوم

بحران کنونی بار دیگر پرسشی قدیمی را زنده می‌کند: آیا قیمت بالای نفت می‌تواند موتور محرک گذار به انرژی‌های پاک باشد؟تجربه تاریخی نشان داده که هر شوک قیمتی بزرگ در بازار نفت، موجی از نوآوری در فناوری‌های جایگزین را به دنبال آورده است. بحران دهه ۱۹۷۰منجر به شکل‌گیری سیاست‌های صرفه‌جویی در مصرف و توسعه انرژی هسته‌ای شد. بحران مالی و نفتی سال ۲۰۰۸شتابی به خودروهای هیبریدی بخشید. اخیرا نیز گزارشهایی مبنی بر رشد تقاضای خرید خودروهای برقی در اروپا به گوش می رسد.صنایع اروپایی که درگیر هزینه بالای انرژی هستند، تمایل بیشتری به سرمایه‌گذاری در فناوری‌های بادی و خورشیدی نشان خواهند داد. چین نیز برای کاهش آسیب‌پذیری از تحریم‌ها و بحران‌های ترانزیتی، مسیر خودکفایی انرژی را با ساخت نیروگاه‌های پاک تسریع می‌کند.هم‌زمان، بازارLNG (گاز طبیعی مایع) نیز در حال رشد است. 

در غیاب اطمینان از صادرات نفت خلیج فارس، بسیاری از کشورها به واردات گاز از ایالات متحده، قطر و استرالیا روی آورده‌اند. هرچند این سوخت فسیلی است، اما انتشار کربن کمتری نسبت به نفت دارد و به‌عنوان «پله میانی» در مسیر کربن‌زدایی شناخته می‌شود.با وجود فرصت‌های آشکار، گذار انرژی روندی پیچیده و پرهزینه است. افزایش قیمت نفت ممکن است در کوتاه‌مدت انگیزه ایجاد کند، اما در بلندمدت سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های پاک نیازمند ثبات و سیاست‌گذاری پایدار است.از سوی دیگر، کشورهای درحال‌توسعه که وابستگی بالایی به واردات انرژی دارند، ممکن است به دلیل هزینه‌های اولیه بالا نتوانند به‌موقع وارد چرخه انرژی پاک شوند. بنابراین، شکاف «جهان شمال و جنوب» در عرصه انرژی ممکن است عمیق‌تر شود؛ جایی که کشورهای ثروتمند ظرفیت انتقال دارند و کشورهای فقیرتر ناگزیر به تحمل فشار اقتصادی ناشی از نفت گران می‌شوند.

پیامدهای ژئوپلیتیکی بلندمدت

در افق میان‌مدت، بحران تنگه هرمز می‌تواند تصویر ژئوپلیتیکی جدیدی از انرژی ترسیم کند. چین و هند به‌عنوان بزرگ‌ترین واردکنندگان نفت جهان به دنبال ایجاد اتحادهای انرژی پایدارتر هستند و همکاری چین–روسیه در حوزه نفت و گاز سیبری، یا توافقات طولانی‌مدت هند با کشورهای آفریقایی پیامد همین روند است.ایران نیز در چنین زمینه‌ای، در موقعیتی دوگانه قرار دارد: از یک‌سو، بازیگر محوری در جغرافیای انرژی و از سوی دیگر، تحت فشار تحریم‌ها و محدودیت‌های صادراتی است. در صورت مدیریت هوشمندانه بحران، ایران می‌تواند از «ریسک» به «اهرم» تبدیل شود، اما در صورت تشدید تنش، ممکن است مسیر دیپلماسی انرژی دشوارتر گردد. تنگه هرمز، بیش از آنکه مسیر عبور نفتکش‌ها باشد، نماد تنگنای تصمیم‌گیری جهانی است.

✅ آیا این خبر اقتصادی برای شما مفید بود؟ امتیاز خود را ثبت کنید.
[کل: 0 میانگین: 0]

  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از بررسی توسط تیم اقتصاد فارسی منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی توهین، افترا و یا خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران باشد منتشر نخواهد شد.
  • لازم به یادآوری است که آی پی شخص نظر دهنده ثبت می شود و کلیه مسئولیت های حقوقی نظرات بر عهده شخص نظر بوده و قابل پیگیری قضایی می باشد که در صورت هر گونه شکایت مسئولیت بر عهده شخص نظر دهنده خواهد بود.
  • لطفا از تایپ فینگلیش بپرهیزید. در غیر اینصورت دیدگاه شما منتشر نخواهد شد.