میلیون‌ها فقیر با میلیاردها دلار یارانه/ انرژی ارزان چگونه به دشمن عدالت تبدیل شد؟ | اقتصاد فارسی

میلیون‌ها فقیر با میلیاردها دلار یارانه/ انرژی ارزان چگونه به دشمن عدالت تبدیل شد؟ | اقتصاد فارسی
×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

سرخط اخبار اقتصادی

افزونه جلالی را نصب کنید.  .::.   برابر با : Monday, 5 January , 2026  .::.  اخبار منتشر شده : 3 خبر
میلیون‌ها فقیر با میلیاردها دلار یارانه/ انرژی ارزان چگونه به دشمن عدالت تبدیل شد؟

به گزارش اقتصادآنلاین، هیچ بحرانی در اقتصاد ایران به‌ اندازه‌ نا‌ترازی انرژی ویرانگر نیست. بحرانی که در سکوت، پایه‌های اقتصاد و رفاه کشور را از درون نابود می‌کند. نا‌ترازی انرژی یعنی فاصله‌ی خطرناک میان آنچه تولید می‌کنیم و آنچه مصرف می‌کنیم. شکافی که هر روز عمیق‌تر می‌شود و ریشه در سال‌ها قیمت‌گذاری غیرواقعی، سیاست‌های مقطعی و مصرف غیر بهینه دارد.

در ظاهر، برق و گاز ارزان‌اند و زندگی روزمره با رفاه ظاهری پیش می‌رود، اما در باطن، این ارزانی مصنوعی، میلیاردها تومان زیان برای دولت، بدهی انباشته برای شرکت‌های انرژی و فرسودگی زیرساخت‌های حیاتی کشور به دنبال دارد. کشوری با منابع عظیم نفت و گاز، امروز با خاموشی‌های تابستانی و افت فشار گاز در زمستان روبه‌رو است.

انرژی‌ای که باید موتور توسعه باشد، خود به زنجیری بر پای اقتصاد تبدیل شده است. مسئله فقط کمبود انرژی نیست. مسئله این است که مدل مصرف و قیمت‌گذاری ما دیگر با واقعیت اقتصاد ایران سازگار نیست.

وقتی انرژی تقریبا رایگان است، صرفه‌جویی معنایی ندارد، فناوری نوسازی نمی‌شود و سرمایه‌گذار از میدان بیرون می‌رود. این چرخه معیوب، اقتصاد را از درون تهی می‌کند و رفاه را از سفره مردم می‌رباید. نا‌ترازی انرژی فقط یک عدد در ترازنامه وزارت نیرو نیست. نمادی از عدم تعادل در سیاست‌گذاری، مدیریت و نگرش اقتصادی ماست. اگر امروز برای ترمیم آن تصمیم نگیریم، فردا نه تنها برق و گاز، بلکه نفس توسعه در این سرزمین به شماره خواهد افتاد.

چطور یارانه‌های انرژی به دشمن رفاه ایرانیان تبدیل شد؟

نا‌ترازی انرژی در ایران حاصل چند دهه سیاست نادرست است که ریشه‌ی اصلی آن در قیمت‌گذاری غیرواقعی نهفته است. برق، گاز و بنزین در ایران با قیمتی عرضه می‌شوند که حتی هزینه‌ی تولید و نگهداری را جبران نمی‌کند. در نتیجه، مصرف بی‌رویه، فرسودگی زیرساخت‌ها و بدهی سنگین شرکت‌های دولتی حاصل شده است. مردم و صنایع انگیزه‌ای برای صرفه‌جویی ندارند، زیرا انرژی تقریبا رایگان است. نتیجه‌ی این سیاست، فشار سنگین بر بودجه عمومی است. دولت برای جبران زیان بخش انرژی، از منابعی هزینه می‌کند که می‌توانست صرف آموزش، سلامت یا توسعه شود. در نهایت، نه سرمایه‌گذاری تازه‌ای انجام می‌شود و نه تولید بهبود می‌یابد. خاموشی‌های برق، افت فشار گاز و فرسودگی نیروگاه‌ها، نشانه‌های همین ناکارآمدی هستند.

داده‌های آژانس بین المللی انرژی نشان می‌دهد تنها در بین سال‌های 2010 الی 2024، به میزان 1085 میلیارد دلار صرف یارانه سوخت‌های فسیلی در ایران شده است. رقمی که می‌توانست خرج سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های مهم کشور شود و شرایط اقتصادی را به طور کل تغییر دهد. همچنین، تنها در سال 2024 به میزان 104 میلیارد دلار صرف یارانه سوخت‌های فسیلی شده است.

در کنار این عوامل، نبود سرمایه‌گذاری کافی، تکنولوژی قدیمی در صنایع، و عدم هماهنگی میان دستگاه‌های تصمیم‌گیر، وضعیت را پیچیده‌تر کرده است. ساختار فعلی مصرف انرژی در ایران نه‌تنها ناپایدار است، بلکه هر سال کشور را بیشتر به سمت بحران می‌برد.

میلیون‌ها فقیر با میلیاردها دلار یارانه/ انرژی ارزان چگونه به دشمن عدالت تبدیل شد؟

اما این بحران فقط اقتصادی نیست. بعد اجتماعی آن حتی مخرب‌تر است. در واقع، تصور عمومی این است که انرژی ارزان به نفع مردم فقیر است، اما واقعیت عکس آن است. خانوارهای ثروتمند، به‌دلیل مصرف بالاتر، سهم بیشتری از یارانه انرژی دریافت می‌کنند، در حالی که خانوارهای کم‌درآمد با خانه‌های غیراستاندارد و وسایل ناکارآمد، از فقر انرژی رنج می‌برند. به بیان دیگر، انرژی ارزان به‌جای کاهش نابرابری، آن را تشدید کرده است.

همانطور که علم اقتصاد بیان می‌کند، این نوع از یارانه نه تنها اثری بر فقر نداشته، بلکه در بسیاری از سال‌ها با افزایش آن هم سو بوده است. این در حالی است که دولت می‌توانست با اصلاح نظام یارانه‌های انرژی و پرداخت عواید حاصل از آن به مردم، فقر مطلق را تا حد زیادی از بین ببرد.

میلیون‌ها فقیر با میلیاردها دلار یارانه/ انرژی ارزان چگونه به دشمن عدالت تبدیل شد؟

راه‌حل‌ چیست؟

عبور از بحران انرژی ممکن است، اما نیازمند تصمیمی شجاعانه و سیاستی دقیق است. نخستین گام، اصلاح تدریجی و حساب‌شده قیمت انرژی است. فاصله‌ی میان قیمت واقعی و قیمت فروش باید مرحله‌به‌مرحله کاهش یابد تا هم هزینه‌ها پوشش داده شود و هم فشار معیشتی ناگهانی بر مردم وارد نشود. این اصلاح باید همراه با حمایت مستقیم از اقشار ضعیف باشد تا عدالت اجتماعی حفظ گردد. گام بعدی، افزایش بهره‌وری انرژی است. نوسازی ساختمان‌ها، بهینه‌سازی موتورخانه‌ها و جایگزینی تجهیزات پرمصرف، علاوه بر کاهش مصرف، اشتغال‌زا نیز هست. هر واحد سرمایه‌گذاری در بهره‌وری، چندین برابر بازده اقتصادی ایجاد می‌کند. با این حال، بدون کاهش یارانه سوخت‌های فسیلی، افزایش سهم تجدیدپذیرها در مصرف ممکن نیست. چرا که با قیمت‌های فعلی نه سرمایه‌گذاری در تولید و نوآوری، و نه توجه به مصرف بهینه صرفه اقتصادی دارد.

همچنین، ایران ظرفیت چشمگیری برای توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر دارد. اما سهم این منابع از سبد انرژی کشور ناچیز است. اگر دولت با سیاست‌های قیمتی مناسب و تسهیل مجوزها از سرمایه‌گذاران حمایت کند، انرژی خورشیدی و بادی می‌تواند فشار بر منابع فسیلی را کاهش داده و به صادرات انرژی پاک منجر شود. در کنار اصلاح ساختار تولید، باید مدیریت هوشمند مصرف نیز اجرا شود. استفاده از شبکه‌های هوشمند و تعرفه‌های شناور باعث می‌شود کسانی که در ساعات اوج مصرف برق بیشتری استفاده می‌کنند، هزینه‌ی بیشتری بپردازند. این الگوی نوین، هم منصفانه‌تر است و هم مصرف را کنترل می‌کند. اما هیچ اصلاحی بدون حکمرانی پایدار و سیاست‌گذاری شفاف به نتیجه نمی‌رسد.

 

✅ آیا این خبر اقتصادی برای شما مفید بود؟ امتیاز خود را ثبت کنید.
[کل: 0 میانگین: 0]

  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از بررسی توسط تیم اقتصاد فارسی منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی توهین، افترا و یا خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران باشد منتشر نخواهد شد.
  • لازم به یادآوری است که آی پی شخص نظر دهنده ثبت می شود و کلیه مسئولیت های حقوقی نظرات بر عهده شخص نظر بوده و قابل پیگیری قضایی می باشد که در صورت هر گونه شکایت مسئولیت بر عهده شخص نظر دهنده خواهد بود.
  • لطفا از تایپ فینگلیش بپرهیزید. در غیر اینصورت دیدگاه شما منتشر نخواهد شد.