
استانها
به گزارش خبرگزاری تسنیم از بندرعباس، هنوز بوی دود در کوچههای تپه اللهاکبر به مشام میرسد. دیوارهایی که تا دو شب پیش مأمن خانوادهها بودند، حالا زخم انفجار را بر تن دارند. پنجرههایی که هر غروب به روی نسیم خلیج فارس باز میشدند، شکستهاند و سکوت سنگینی بر محله سایه انداخته است؛ سکوتی که هر از گاهی با صدای رفتوآمد مردم و امدادگرانی که هنوز مشغول آواربرداری و کمکرسانی هستند، شکسته میشود.
.
اینجا، تپه اللهاکبر بندرعباس است؛ محلهای که در حمله دو شب پیش جنگندههای آمریکایی به یکی دیگر از نمادهای مقاومت مردم جنوب ایران تبدیل شد. حملهای که هشت شهروند را به شهادت رساند و خانوادههای بسیاری را در سوگ عزیزانشان نشاند.
خبرنگار تسنیم در میان کوچههای این محله قدم میزند؛ جایی که آثار انفجار هنوز بر دیوارها و خانهها باقی مانده، اما آنچه بیش از همه به چشم میآید، حضور مردمی است که با وجود تلخی حادثه، خانه و محلهشان را ترک نکردهاند.
پیرمردی که سالهاست در همین محله زندگی میکند، میگوید: خانه را میشود دوباره ساخت، اما آنهایی که رفتند دیگر برنمیگردند. با این حال، ما اینجا را رها نمیکنیم. این خاک، خانه ماست.
چند قدم آنسوتر، زنی که هنوز آثار نگرانی در چهرهاش پیداست، از شبی میگوید که صدای انفجار، خواب را از چشم کودکان ربود. میگوید: همه فکر میکردیم زلزله آمده است. وقتی بیرون آمدیم، فقط دود بود و فریاد و مردم که برای کمک به همسایههایشان میدویدند.
در تپه اللهاکبر، روایتها شبیه هم هستند؛ روایت وحشت، دویدن، نگرانی برای کودکان و تلاش مردم برای نجات همسایههایی که زیر آوار گرفتار شده بودند. اما یک جمله در میان همه گفتوگوها بارها تکرار میشود؛ جملهای که گویی مردم این محله با آن پیمان بستهاند: «هرگز شهرمان را ترک نمیکنیم.»
جوانی که برای کمک به پاکسازی خانه همسایهاش آمده، میگوید: هدفشان این بود که مردم بترسند و خانههایشان را خالی کنند، اما ما بندرعباسیها با این چیزها شهرمان را رها نمیکنیم. اگر لازم باشد، دوباره خانهها را میسازیم.
در گوشه دیگری از محله، چند نفر مشغول جمع کردن وسایل سالم از میان آوار هستند. کودکان، با وجود آنکه هنوز از صدای هر حرکت ناگهانی میترسند، کنار خانوادههایشان ایستادهاند. زندگی، آرامآرام در حال بازگشت است؛ هرچند جای خالی شهدا و خاطره آن شب، از ذهن هیچکس پاک نخواهد شد.
یکی از اهالی با اشاره به خانههای آسیبدیده میگوید: این اولین بار نیست که مردم جنوب سختی میبینند. ما همیشه کنار دریا زندگی کردهایم و با طوفان و گرما جنگیدهایم. حالا هم کنار هم میمانیم و اجازه نمیدهیم کسی ما را از خانه و دیارمان جدا کند.
در میان مردم، همدلی بیش از هر چیز دیگری به چشم میآید. خانههایی که آسیب ندیدهاند، درهای خود را به روی همسایهها گشودهاند. جوانان برای جابهجایی وسایل و کمک به سالمندان داوطلب شدهاند و زنان محله برای خانوادههای آسیبدیده غذا آماده میکنند. اینجا، رنج فقط متعلق به یک خانواده نیست؛ همه خود را شریک این غم میدانند.
یکی از کسبه محله میگوید: صبح که مغازه را باز کردم، فقط یک تصمیم داشتم؛ زندگی باید ادامه پیدا کند. اگر ما کار و زندگیمان را تعطیل کنیم، یعنی به هدفشان رسیدهاند.
در تپه اللهاکبر، مردم از ویرانی سخن میگویند، اما بیشتر از آن، از ماندن حرف میزنند. از اینکه بندرعباس خانه آنهاست؛ شهری که با همه خاطراتش، با همه داغهایش و با همه سختیهایش، قابل ترک کردن نیست.
غروب که آفتاب بر آبهای نیلگون خلیج فارس مینشیند، محله آرامتر از همیشه به نظر میرسد. اما پشت این آرامش، اراده مردمی نهفته است که میگویند خانه را میتوان دوباره ساخت، دیوارها را میتوان از نو بالا برد، اما پیوند انسان با سرزمینش را نمیتوان با هیچ حملهای از بین برد.
شاید خلاصه همه آنچه مردم تپه اللهاکبر در این روزها میگویند، در یک جمله باشد؛ جملهای که بارها در میان کوچههای این محله شنیده میشود و از زبان پیر و جوان تکرار میشود:
«ما اینجا میمانیم؛ هرگز شهر و دیارمان را رها نخواهیم کرد.»
انتهای پیام/
✅ آیا این خبر اقتصادی برای شما مفید بود؟ امتیاز خود را ثبت کنید.
[کل: 0 میانگین: 0]
https://eghtesadefarsi.com/?p=223668

