استانها
به گزارش خبرگزاری تسنیم از شیراز، در کوچههای پر از عطر بهار نارنج شیراز، جایی که سنگفرشها قصههای قدیم را زمزمه میکنند، گنبدی فیروزهای چون آسمانِ شکسته بر زمین نشسته است. اینجا حرم شاهچراغ است؛ جایی که نفسها با نام «احمد بن موسی» گره میخورد و چلچراغهای طلایی، اشکهای رهگذران را به نور تبدیل میکنند. هر آینهکاری، هر کاشی لاجوردی، روایتی است از عشقی که قرنهاست در این دیار جاری است و هر زائر، پارهای از دلش را بر ضریح نقرهای میگذارد و با آرامشی بیکران باز میگردد.
از هر کوچهای که به قلب قدیمی شیراز نزدیک میشوی، نشانهها آرام آرام رنگ دیگری میگیرند. صدای شهر آهستهتر میشود، دیوارها قدیمیتر، نگاهها موقرتر. گویی شهری که به شعر و نارنج و حافظ شناخته میشود، در این نقطه تصمیم گرفته چهرهای دیگر از خود نشان دهد؛ چهرهای آرام، نورانی و رازآلود. اینجاست که نام شاهچراغ(ع) نه فقط یک نشانی جغرافیایی، بلکه نشانهای از حضور معنوی میشود.
ورود به حرم حضرت احمد بن موسی(ع) بیشتر شبیه عبور از یک آستانه است؛ آستانهای میان شلوغی زندگی روزمره و سکون درونی. کف صحن که زیر پا قرار میگیرد، خنکای خاصی دارد؛ خنکایی که تنها از سنگ نیست، از حالوهوایی میآید که سالها دعا، اشک و امید بر آن نشسته است. زائر، حتی اگر برای نخستینبار آمده باشد، احساس غریبی ندارد؛ انگار این مکان، سالهاست که او را میشناسد.
نگاه که بالا میرود، گنبد با آن کاشیهای فیروزهای و درخشش نور، چشم را در خود نگه میدارد. آفتاب شیراز وقتی بر بدنه حرم میتابد، انعکاس نور چنان است که گویی هزاران قطعه کوچک نور، در هوا معلق شدهاند. شاید همین جلوه بوده که نام «شاهچراغ» را در ذهن مردم جاودانه کرده؛ چراغی که میدرخشد، نه فقط در شب، که در دل روز.
فضای درونی حرم، روایت دیگری دارد. آینهکاریها فقط عنصر تزئینی نیستند؛ هر قطعه آینه، تصویری شکسته از زائر را باز میگرداند، گویی انسان در میان این همه انعکاس، به تفکر درباره خود دعوت میشود. سکوتی که در میان زمزمهی دعاها جاری است، سنگین نیست؛ آرامشبخش است. زنی گوشهای نشسته و تسبیح میچرخاند، مردی سر بر ضریح گذاشته و آرام گریه میکند، جوانی با چشمان بسته فقط ایستاده؛ هرکدام روایتی شخصی دارند و حرم، شنوندهی صبوری برای همه است.
حضرت احمد بن موسی(ع)، فرزند بزرگوار امام موسی کاظم(ع)، برای مردم فارس تنها یک شخصیت تاریخی نیست. حضور او در شیراز، پیوندی عمیق میان این شهر و خاندان اهل بیت(ع) ایجاد کرده است. روایتهای تاریخی از زندگی ایشان، با احترام و اندوه در میان مردم گفته میشود؛ اما آنچه بیش از تاریخ شفاهی اهمیت دارد، جایگاهی است که ایشان در باور جمعی مردم به دست آوردهاند. این باور، در رفتار زائران، در روشن کردن شمعها و در بستن گرههای کوچک دعا دیده میشود.
صحنهای حرم، با رفتوآمد پیوسته مردم زندهاند. کودکانی که دست در دست پدر و مادر دارند، سالمندانی که با مکث و تأنی قدم برمیدارند، خادمانی که بیصدا راه را نشان میدهند. صدای کفشها، زمزمهها و گاه تلاوت آیهای از قرآن، در هم میآمیزد و موسیقی خاص این فضا را شکل میدهد؛ موسیقیای که نه نیاز به ساز دارد و نه اجرای رسمی.
در گوشههایی از حرم، گذشته و حال به هم میرسند. دیوارهایی که قرنها ایستادهاند، شاهد تغییر حکومتها، دگرگونی شهر و رفتوآمد نسلها بودهاند؛ اما کارکرد این مکان ثابت مانده است «پناه». برای کسی که غم دارد، امید میخواهد یا حتی فقط میخواهد چند دقیقه از شتاب زندگی فاصله بگیرد.
شبهای حرم، حالوهوایی دیگر دارد. نورافشانیها، انعکاس چراغها بر آینهها و خنکی هوا، فضا را شاعرانهتر میکند. در این ساعتها، شیراز کمتر شبیه یک شهر است و بیشتر شبیه یک خاطره جمعی؛ خاطرهای که هرکس سهمی از آن دارد. زائرانی که دیرتر آمدهاند، آرامترند، مکثها طولانیتر است و دعاها شخصیتر.
شاهچراغ(ع) فقط یک زیارتگاه نیست؛ نقطهای است که هویت مذهبی، تاریخی و اجتماعی شیراز در آن به هم میرسد. در کنار تمام زیباییهای معماری، آنچه بیش از همه به چشم میآید، حضور انسانی است که این مکان را زنده نگه میدارد. دیوارها بدون آدمها فقط بنا هستند؛ اما این حضور مداوم مردم است که به حرم روح میبخشد.
وقتی از حرم خارج میشوی، شهر دوباره آغاز میشود؛ صداها برمیگردند، شتاب بیشتر میشود، اما چیزی در درون تغییر کرده است. انگار چراغی کوچک، در دل روشن مانده؛ چراغی که نه خاموش میشود و نه فراموش. شاید معنای واقعی شاهچراغ همین باشد؛ نوری که همراه آدم میآید، حتی وقتی از صحن و گنبد فاصله میگیری.
زندگینامه حضرت شاهچراغ (ع)
حضرت شاهچراغ، با نام اصلی سید احمد بن موسی الکاظم (ع)، یکی از فرزندان بلندمرتبه امام موسی کاظم (ع) و برادر امام رضا (ع) است. تولد ایشان در مدینه و در خانوادهای سرشار از علم و تقوا رقم خورد. احمد بن موسی از کودکی تحت تعالیم پدر بزرگوارش و برادران امامت رشد کرد و در دانش، زهد و اخلاق به مرتبهای رسید که مورد احترام خاص و عام بود.
پس از شهادت امام موسی کاظم (ع) و آغاز دوران سخت فشارهای عباسیان بر علویان، احمد بن موسی همراه گروهی از برادران و خویشان به قصد پیوستن به برادرش امام رضا (ع) که به خراسان فراخوانده شده بود، راهی ایران شد. این سفر، سفر جهادی و مبارزاتی برای حفظ خط امامت و تشیع بود.
در میانه راه، در نزدیکی شیراز، کاروان احمد بن موسی با نیروهای حکومت عباسی مواجه شد. درگیری خونینی رخ داد و احمد بن موسی به همراه شمار زیادی از یارانش به شهادت رسید. پیکر پاکش در همان منطقه به خاک سپرده شد، اما مزارش تا سالها ناشناخته ماند تا اینکه در سده ششم هجری قمری بانویی پرهیزگار به نام «خاتون» (مشهور به بیبی دختر) در خواب دید که نوری از آن مکان میتابد. با کاوش در آن نقطه، بقعهای یافت شد که پس از شناسایی، به آرامگاه احمد بن موسی (ع) تبدیل شد.
از آن پس، حرم شاهچراغ به یکی از مهمترین زیارتگاههای شیعیان در ایران تبدیل شده و هر ساله میلیونها زائر به شیراز میآیند تا بر مزار این فرزند امام کاظم (ع) حاضر و از فضایل معنوی آن بهرهمند شوند.
انتهای پیام/424.
✅ آیا این خبر اقتصادی برای شما مفید بود؟ امتیاز خود را ثبت کنید.
[کل: 0 میانگین: 0]
https://eghtesadefarsi.com/?p=172511

