استانها
به گزارش خبرگزاری تسنیم از اراک، تالاب میقان اراک، به عنوان تنها تالاب پرآب منطقه مرکزی ایران، همواره نقشی محوری در تنظیم اقلیم، حفظ تنوع زیستی و تأمین منابع آب زیرزمینی منطقه ایفا کرده است. این پهنهی آبی ارزشمند، مأمن زمستانگذرانی گونههای ارزشمندی از پرندگان مهاجر و زیستگاه اصلی بسیاری از گونههای گیاهی بومی است. با این حال، تالاب میقان در سالهای اخیر بیش از هر زمان دیگری در معرض تهدیدات جدی قرار گرفته است؛ تهدیداتی که ساختار آبی آن را به هم زده و زنجیرهوار بر امنیت زیستی منطقه اثر میگذارند.
مهمترین این تهدیدات ریشه در فعالیتهای انسانی ناپایدار دارند. آلودگیهای صوتی و ارتعاشی ناشی از تردد سنگین ماشینآلات، بهویژه در نزدیکی شرکتهای استخراج املاح معدنی، امنیت پرندگان را به شدت به مخاطره انداخته است. از سوی دیگر، توسعه کشاورزی مبتنی بر برداشت بیرویه از منابع آبی و سدسازیهای بالادستی، در کنار استقرار صنایع آلاینده و پرمصرف در حاشیه تالاب، شریانهای حیاتی طبیعی آن را مسدود کرده و چشمانداز آن را به سمت یک کویر خشک پیش میبرد.
فرصتهای پیش روی تالاب میقان، هرچند تحتالشعاع بحرانهای موجود قرار گرفته، اما همچنان راهگشا هستند. این فرصتها در گرو تغییر پارادایمها در مدیریت منابع و حرکت به سمت توسعه پایدار نهفته است؛ از جمله بازنگری در سیاستهای کشاورزی با تکیه بر کشتهای بومی و کمآببر، و جایگزینی صنایع آلاینده با صنایع سبز و تبدیلی که ارزش افزوده بالاتری دارند. احیای دانش بومی مانند تکنولوژی قنات و اجرای یک آمایش سرزمینی جامع، میتواند مسیر احیای اکوسیستم و تضمین پایداری اقتصادی-اجتماعی منطقه را هموار سازد.
در همین راستا و با توجه به اهمیت حیاتی حفظ این میراث طبیعی، خبرنگاران خبرگزاری تسنیم در اراک، با هدف بررسی عمیق چالشها و فرصتهای پیش روی تالاب میقان، گفتگویی تفصیلی با «سیاوش آقاخانی»، فعال زیست محیطی و رئیس شبکه محیط زیست استان مرکزی ترتیب دادهاند. این گفتگو به واکاوی دلایل تعارضات بیندستگاهی، مقاومتها در برابر ارتقاء حفاظتی منطقه و ارائه راهکارهای عملی برای جلوگیری از تبدیل این تالاب به کانون ریزگردها در آینده نزدیک پرداخته که مشروح آن در زیر میآید:
ضرورت ارتقای سطح حفاظتی از تالاب میقان اراک
تالاب میقان اراک اکوسیستمی بسته با فرصتهای معدنی و چالش آبگیری مصنوعی
تسنیم: برای شروع گفتوگو بفرمایید اهمیت و فرصتهای تالاب میقان برای اراک و استان مرکزی چیست؟
قاخانی: تالاب کویری میقان که به «نگین سبز استان مرکزی» مشهور است، اکوسیستمی بینظیر محسوب میشود که تمامی بارشهای جمعآوری شده از ارتفاعات اطراف، از جمله آشتیان و دره گردوی اراک، در این محدوده 550 هزار هکتاری که به پلایای میقان معروف است، متمرکز میگردد. این ویژگی سبب شده تا تالاب میقان به عنوان یک اکوسیستم کاملاً بسته و باقیمانده از دریای تتیس، اهمیت ویژهای در مرکز کشور پیدا کند.
این تالاب دارای مجموعهای از رخسارههای طبیعی است که شامل بستر اصلی تالاب (که پیشتر توسط هفت رودخانه فصلی تغذیه میشد) و اکوسیستم کویری در کنار آن است. به طوری که ما در دل یک اکوسیستم تالابی، یک اکوسیستم کویری را نیز داریم؛ جایی که میزان تبخیر و تعرق چندین برابر بارش است و گونههای زیستی با این شرایط سازگار شدهاند.
نکته حائز اهمیت دیگر، ماهیت شیمیایی تالاب است؛ این تالاب از نوع لب شور بوده اما برخلاف بسیاری از تالابهای نمکی، نمک غالب آن کربنات کلسیم و سولفات سدیم است، نه کلرید سدیم. این ترکیب، تالاب را به یک معدن مهم برای صنایع شیمیایی، دارویی و بهداشتی تبدیل کرده است؛ صنعتیسازی که به واسطه بهرهبرداری نادرست، به خودی خود به یک تهدید تبدیل شده است.
این تالاب تنها تالابی است که در فاصله پنج کیلومتری یک شهر بزرگ قرار دارد و تأثیرات متقابلی بین شهر و تالاب برقرار است. شاید در هیچ یک از تالابهای کشور این حجم از بارگذاری صنعتی در محدوده دشت اراک و شازند را نداشته باشیم. این تغییرات و دستکاریهای انسانی، همراه با ورود حجم زیادی از فاضلاب انسانی (حتی با وجود پیشتخلیه)، اکوسیستمی متفاوت را رقم زده است که این محدوده یک اکوتوپ به شمار می رود و نقطهای که در آن اکوسیستم دریایی تالاب، اکوسیستم کویری، و گونههای گیاهی ارزشمندی چون قرهداغ (قهرمان کویر) در کنار هم شکل گرفتهاند. این همنشینی سه اکوسیستم جنگلی، دریایی و کویری با فاصله کوتاه، ارزش اکوتیزمی بسیار بالایی به منطقه داده است.

علیرغم ایجاد بیش از 200 سد و بند خاکی در بالادست، ورود فاضلاب، یک تالاب لب شور را به سرعت به یک تالاب لب شیرین تبدیل کرده است. این تغییر منجر به رشد نیزارها و ورود اکوسیستم پرندگان به این مناطق شده است. در یک بازه نزدیک به 70 ساله، این سطح از تغییرات عمده را کمتر جایی در کشور شاهد بودهایم. از آنجا که تالابهای اطراف در سایر نقاط کشور خشک شدهاند، میقان تنها تالابی است که به واسطه ورود فاضلاب، آبگیری مصنوعی شده و این مسئله، آن را به مهمترین محل زمستانگذرانی پرندگان مهاجر غرب کشور تبدیل کرده است.
پیش از پیگیری فعالان محیط زیست و محیط زیست، این منطقه به عنوان تالاب شناخته نمیشد و دعوای اعتباری بین اداره کل منابع طبیعی و محیط زیست بر سر کویری یا تالابی بودن آن وجود داشت، در صورتی که اکوسیستم بزرگ تالابی است که گوشهای کویری را در خود جای داده است.
در تفاوت با اکوسیستمهای آب شیرین که فیتوپلانکتونها آغازگر چرخه غذایی هستند، در تالاب میقان، گونهای به نام دُنلی سالینا در اعماق شور فعالیت میکند که پس از آن، گونه آرتمیا وارد عمل شده و غذای اصلی پرندگان مهاجر را تشکیل میدهد. در کنار این، گونههای جانوری بومی مانند عروس بیابان، و نزدیک به 70 گونه گیاهی شورزی نظیر قرهداغ در این اکوسیستم سازگار شدهاند. حضور پرندگانی چون درناها و پلیکانها، خزندگان، روباه شغال و گرگ، این اکوسیستم را در کنار منطقه حفاظت شده هفتاد قوله، به یکی از ارزشمندترین نقاط قلب کشور در شرایط فعلی تبدیل کرده است.
بحران حقابه تالاب میقان؛ از توسعه سدسازی تا هدایت فاضلاب
تسنیم: با توجه به اهمیت حقابه تالاب میقان، آیا تاکنون اصول حقابه و توزیع عادلانه آب در این منطقه رعایت شده است؟
آقاخانی: مهمترین مسئله فعلی ما مسئله حقابه تالاب است. بر اساس قانون توزیع عادلانه آب، پس از تأمین آب شرب، اولویت با تأمین حق تالابها است، زیرا تالابها نقش مهمی در حفظ اکوسیستمهای طبیعی، تغذیه آبهای زیرزمینی و تأمین رطوبت محیطی دارند.
ما در حال حاضر در شرایط خشکسالی شدیدی قرار داریم؛ نزدیک به سه ماه از فصل بارندگی گذشته و ما باید تأمین آب برای فصل خشک را انجام میدادیم، اما حتی یک بارش ارزشمند هم نداشتیم. این وضعیت نشاندهنده اهمیت تأمین آب محیطی سیستمهای بارندگی است که متأسفانه در تالاب میقان اتفاق نیفتاده است.
تالاب میقان بین هفت تا هشت رودخانه فصلی قرار دارد و این مجموعه به عنوان یک کاسه بسته عمل میکند که تنها به همین آبهای سطحی متکی است؛ ما رودخانه بزرگی برای انتقال آب از بالادست نداریم. در گذشته، همین رودخانههای فصلی آب تالاب را تأمین میکردند، اما متأسفانه توسعه سدها و بندهای خاکی زده شد.
ذهنیت غلطی در حوزه کشاورزی وجود دارد که آب جاری شده در مسیر رودخانه «از بین میرود». این آب در مسیر خود زمینههای کشاورزی، اکوسیستمهای آبی و تغذیه آب زیرزمینی را انجام میدهد. متأسفانه، ما در استانی با میزان تبخیر و تعرق بیشتر از بارندگی، سدسازی انجام دادیم. در حوضچههای تبخیری، میزان تبخیر چندین برابر بارندگی است.
اصول سدسازی این است که محل احداث باید تبخیر و تعرق کمتری نسبت به بارندگی داشته باشد و سطح آن برای تغذیه آبخوانها مناسب باشد (مانند سازندهای شنی)، اما هیچکدام از این بندها این نقش را ایفا نکردهاند. کشاورزیهای اطراف این سدها شکل گرفتهاند و مالکین زمینها اکنون حق و وزن بیشتری برای این سدها قائل هستند، که این امر باعث شده ما شریانهای حیاتی تالاب را از دست بدهیم.
توسعه شهری اراک از دهه پنجاه با بارگذاری صنایع اولیه مانند ماشینسازی، هپکو، آذرآب و غیره آغاز شد و رشد جمعیتی رخ داد. در دهه هفتاد، با راهاندازی صنایع سنگین مانند پتروشیمی، پالایشگاه و نیروگاه، توسعه شهری مجدداً تقویت شد. توسعه دانشگاهی متعاقب آن منجر به یک توسعه نامتوازن و افزایش نیاز آبی شد که ما را به سمت تأمین منابع جدید سوق داد و بحث سد کمال صالح پیش آمد.
این سد در قالب انتقال آب بین حوزهای، آب را از حوزه شازند به سمت اراک میآورد. پس از مصرف این آب در مصارف خانگی، تبدیل به فاضلاب شد. تصفیهخانه فاضلاب نتوانست کل فاضلاب را مدیریت کند، بنابراین این فاضلاب تصفیهنشده به داخل تالاب هدایت شد و تالاب لب شور را به یک تالاب لب شیرین تبدیل کرد؛ روزانه بیش از هزار لیتر در ثانیه فاضلاب وارد تالاب شده و این تغییرات را ایجاد کرده و متأسفانه برخی مدیران این وضعیت را منت بر تالاب میدانند، در حالی که این آبی است که در جای دیگری قابل جمعآوری نبوده و آن را در تالاب ریختهاند.
اکنون مطرح است که حتی همین آب مصنوعی را برای مصارف دیگر مانند صنعت و کشاورزی ببرند و حداقل آبی که برای حفظ ساختار و پایداری تالاب لازم است را نیز از آن بگیرند. این امر نشاندهنده نگاه نادرستی به مفهوم توسعه پایدار در کشور است که باید تغییر کند. ما نه تنها حقابه طبیعی تالاب را از آن گرفتیم، بلکه حقابه مصنوعی فعلی را نیز میخواهیم برای توسعههای دیگر ببریم. متأسفانه، در حال حاضر هیچ برنامه جامع در حوزه مدیریت تالابهای کشور نداریم.
برنامههای مدیریت زیست و مشارکت تعریف شده بود، اما به دلیل فقدان اعتبارات، عدم مشارکت مناسب ذینفعان، نبود همکاری مؤثر دستگاهی و فقدان نظارت کافی، هیچ طرح جامعی نتوانسته اثربخشی لازم را داشته باشد و بهروز بماند. توسعه ناپایدار کشاورزی و سایر مشکلات باعث شده وضعیت تالاب حادتر شده و تنها زیستگاه باقیمانده برای پرندگان مهاجر در کشور در معرض نابودی قرار گیرد.
چالش اصلی تالاب میقان فقدان مدیریت مشارکتی و «سرزمین بی سامان»
تسنیم: به عنوان یک فعال زیست محیطی، مهمترین چالشهای تالاب را چه میدانید؟
آقاخانی: تالاب میقان مصداق مشخص یک سرزمین بی سامانه است. این بسیار دردناک است که یک سرزمینِ به ظاهر هماهنگ، در واقع بی سامان است. اگر از لحاظ چارچوب حقوقی بخواهیم تالاب را ببینیم، متوجه میشویم سند آن به نام مسکن و شهرسازی استان است. مدیریت یک قطعه را به عنوان تالاب در اختیار محیط زیست قرار دادهاند که در آن منطقه شکار ممنوع تعریف کرده و دنبال توسعهاش است. یک قسمت دیگر را در قالب تالاب به منابع طبیعی واگذار کردهاند و منابع طبیعی در آن آتریپلکس میکارد. جهاد کشاورزی دنبال توسعه کشاورزی در آن است و صنعت و معدن، مجموعه شهرکهای صنعتی را در اطراف آن بارگذاری کرده است.
توسعه شهری به شدت این تالاب را در معرض آسیب قرار داده است و در همان ورودی تالاب که شما وارد میشوید، عکسهای دردناکی وجود دارد. چندین تابلو را میبینیم؛ تابلوی «منطقه شکار ممنوع» متعلق به سازمان محیط زیست، تابلوی مسکن شهرسازی، تابلوی شرکت املاح معدنی، صنعت معدن تجارت و توسعه کشاورزی. این نشان میدهد که این سرزمین بی سامان، چالشهای بسیار جدی را در حوزههای مختلف دارد که شاید مهمترین و اصلیترین آن، بیبرنامگی خود این اکوسیستم باشد.

همه دنیا به این نتیجه رسیدهاند که سیاستهای مدیریت مشارکتی برای اکوسیستمهای طبیعی خودشان باید به کار ببرند که در قالب برنامههای زیستبومی در دنیا تعریف میشود. اولاً ما برای اینکه این چالشهای تالاب را بخواهیم مدیریت بکنیم، احتیاج به یک برنامه مدیریتی داریم که با مشارکت همه ذینفعان و تعریف منافع مشترک، یک بازی برد-برد را برای همه تعریف بکنیم.
سابقاً نگاه سازمان حفاظت محیط زیست در حوزه مدیریت عرصههای طبیعی خودش بسیار نگاه غلطی بود. یعنی میآمدند یک محدوده یک منطقه را محصور میکردند، میبستند، بعد چند مشاور از تهران و شهرهای دیگر میآمدند مطالعات سطحی را انجام میدادند و آن را تبدیل میکردند مثلاً منطقه حفاظت شده، شکار ممنوع یا هر کدام از آن مناطق چهارگانه تحت حفاظت سازمان محیط زیست. درها را میبستند و مردم محلی را از آن دور میکردند. تعارض منافع بین مردم پیش میآمد بر سر زمین، دام و استفادهشان از آن سرزمین. سپس عدهای پیمانکار میآمدند که طرحهای تهیه شده توسط این مشاورین را اجرا کنند و همیشه این تعارض ادامه داشت.
جدیداً نگاهی که در سازمان حفاظت محیط زیست غالب شده این است که یک منطقه حفاظت شده فقط مال جانداران آن نیست؛ این یک اکوسیستمی است که انسان، محیط و جانداران باید به تعادل برسند. اتفاقاً تعریف منافع مشترک و تعریف ظرفیتهای اقتصادی جدید میتواند سبب حفظ آن تالاب هم بشود؛ حفظ آن اکوسیستم طبیعی هم بشود. یعنی منافع اقتصادی جامعه محلی با منافع گردشگری و با منافع آن مجموعهای که داریم از آن حفاظت میکنیم، پیوند بخورد و مردم محلی بدانند که به جای اینکه کشاورزی ناپایدار و کمسود انجام دهند، ظرفیتهای اقتصادی جدیدی به آنها اضافه شود؛ توریست بیاید و درآمد داشته باشد، محصولات محلی اینها را بخرد تا آن اکوسیستم را ببیند. وقتی آن پیوند اقتصادی بین جامعه محلی و مجموعه حفظ میشود، موجب میشود جامعه محلی حتی در راستای حفظ آن اکوسیستم تلاش کند تا بتواند آن توریست را داشته باشد.
سازمان محیط زیست اکنون باید نگاه خود را تغییر دهد. تهیه طرحها را باید با مشارکت همین جامعه محلی انجام دهد و اجرای طرح را بسپارد به پیمانکاران محلی که خود مردم آنجا هستند. قهرمان فنس کشیدن نباشیم؛ اینکه شما مزایده بگذارید و مناقصه برگزار کنید و پیمانکاران بزرگ بیایند، خوب این میتواند خُرد شود و به همان جامعه محلی داده شود که از منافع همان حفاظت نیز استفاده بکنند. در پیشبرد برنامههای اجرایی نیز میتوان از ظرفیت خود محیطبانان استفاده کرد. سیاست زونبندیهای مناسبی در مناطق حفاظت شده باید اتفاق بیفتد؛ زون تفریحی تعریف کنیم، زون سرمایهگذاری اقتصادی تعریف کنیم و گردشگر را با رعایت یک سری اصول، چارچوبها و ظرفیتهای نظارتی بیاوریم و ظرفیت استفاده را بدهیم.
این میتواند یکی از فرصتهای بینظیر برای مردم اطراف تالاب باشد که متأسفانه این دیده نشده و ما نتوانستیم بزرگترین چالش خودمان که تدوین یک برنامه مشارکتی، اجرایی و اثربخش است را به درستی انجام دهیم. امروز تالاب میقان با همه آن معضلات درگیر است؛ صنعت همچنان بیشترین تخریب را انجام میدهد، شرکت املاح معدنی همچنان هست، کشاورزی ناپایدار منابع آبی منطقه را میبرد و چالشهای جدی ایجاد کرده است.
هنوز هم شاهد شکار در آن منطقه هستیم و هنوز هم منابع طبیعی و محیط زیست سر اینکه این تالاب است یا بیابان با هم درگیر اختلاف هستند، چون اعتبارات حوزه تالاب را میگیرد، اما سندش به نام دستگاه دیگر است. این بی سامانی باید در قالب یک برنامه مشارکتی تبدیل به یک فرصت طلایی شود.
شرکت املاح یکی از مهمترین مخربان تالاب کویری میقان است
تسنیم: با توجه به اینکه شرکت املاح معدنی در مجاورت تالاب قرار گرفته و این شرکت مدعی بر بیضرر بودن برای تالاب است؛ لطفا بفرمایید آیا عملکرد این شرکت برای تالاب زیانآور است یا خیر؟
آقاخانی: شرکت املاح معدنی ایران تقریباً در دهههای هفتاد و هشتاد شمسی مجوز بهرهبرداری از بخشهایی از تالاب را به عنوان معدن ثبت کرد. با پیگیری فعالان محیط زیست و اداره کل حفاظت محیط زیست، اکثر مجوزهای معادن که حدود ده یا یازده شرکت بودند، باطل شد، اما متأسفانه مجوز این شرکت که غیربومی است، منصوب به استانی دیگر است و منافع را خارج از استان میبرد، باقی ماند.
شرکت املاح یکی از مهمترین مخربان تالاب کویری است. در اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد، به دلیل ذخایر غنی سولفات سدیم زیر تالاب، این شرکت و سایرین تالاب را به نام خود ثبت کردند. این شرکت نزدیک به دو دهه با قدیمیترین، ناکارآمدترین و بدترین روش ممکن بهرهبرداری را آغاز کرد.
تالاب کویری مانند یک سینی بزرگ است که آب ارتفاعات در مرکز آن جمع میشود و تالاب را ایجاد میکند. به دلیل ماهیت سولفات سدیم، تبلوری در کف تالاب شکل میگیرد. در این میان شرکت با روشی که خودشان «باطلهبرداری» مینامند، معمولاً یک تا دو متر از سطح تالاب را برمیدارند تا به لایه غنی سولفات سدیم برسند و آن را به کارخانه برای تصفیه و غنیسازی ببرند.
در فصل برداشت که معمولاً تابستان است، ماشینآلات سنگین وارد میشوند و «قلب تالاب» را برداشته و در کارخانه فرآوری میکنند. در نتیجه، آبی که باید کل سطح سینی را خیس نگه میداشت، اکنون در چهار کاسه کوچک، یعنی محل گودالهای برداشت، جمع شده و سطح وسیعی از تالاب خشک میماند.
باقیمانده این فرآیند، پسماندهایی است که در کنار کارخانه انباشته شده و کوهی از پسماند ایجاد کرده است. هنگام بارش و پس از آن، بادهای منطقه این ذرات را به سمت شهر اراک میآورند. این ریزگرد تولیدی پایه سولفاته دارد و میتواند مشکلات تنفسی جدی برای شهروندان اراکی ایجاد کند، برخلاف ریزگردهای معمولی.
آقاخانی بیان کرد: جادهای که برای دسترسی به منطقه برداشت، یعنی جزیره فرعون که بیشترین تبلور سولفات سدیم را دارد، کشیده شده، بسیار غیر استاندارد است و ارتباط هیدرولوژیک بین آب دو طرف جاده را قطع کرده است؛ یک طرف آب هست و طرف دیگر خشک است. این جاده به شدت زیانبار و عامل خشکی است. این در حالیست که سالهای گذشته علیه این شرکت اعلام جرم کردهایم و قرار بود با همکاری مدیریت استان، این باطلهها برگردانده شده و چاله پُر شود و مجوز معدن تمدید نشود.
فعال زیست محیطی استان مرکزی با بیان اینکه مجوز برداشت این شرکت هنوز پنج سال دیگر اعتبار دارد، اظهار کرد: نظارت بر فرآیند برداشت شرکت املاح جزو وظایف سازمان صنعت، معدن و تجارت است، نه سازمان محیط زیست، و نظارت دقیقی وجود ندارد. شرکت املاح معدنی ادعا میکند برداشت بیشتری نمیکند، اما روش برداشت و ایجاد جاده خود تخلف است. متأسفانه در سالهای گذشته ظرفیت بهرهبرداری این شرکت را نیز افزایش دادهاند.
وی افزود: مهمترین مطالبه ما این است که اگر قرار است مجوز تمدید نشود که آرزوی ماست، شرکت مجبور شود چالهها را به حالت عادی برگرداند تا آب اندک باقیمانده روی کل سطح تالاب پخش شود، از تولید ریزگرد جلوگیری شده و مورفولوژی تالاب به حالت قبل بازگردد.
تردد ماشینآلات سنگین عامل تهدید تالاب/ عدم هماهنگی میان دستگاههای مختلف
تسنیم: مجموعه تهدیداتی که گونههای زیستی تالاب را تحت تأثیر قرار میدهد، دقیقاً چه مواردی هستند؟
آقاخانی: مهمترین رویدادی که اکنون در حال وقوع است، بر هم زدن یکپارچگی اکوسیستم آبی تالاب است. همانطور که از نام آن پیداست، تالاب جایی است که آب جمع میشود و این آب، بستر زیستگاه گونههای گیاهی، جانوری و پرندگان ارزشمندی است که برای زمستانگذرانی به اینجا میآیند.
حال تردد شدید ماشینآلات سنگین در فصول مختلف، مشکلات فراوانی را ایجاد میکند. علاوه بر این، جادهای که دسترسی به قلب تالاب را فراهم آورده، امنیت پرندگان و جانوران را به طور مستقیم تحت آسیب قرار میدهد. به هر حال، شاید مهمترین تأثیر مجموعه تالاب، تأثیرگذاری بر آبهای زیرزمینی باشد که مستقیماً بر گونههای گیاهی اطراف تالاب اثر میگذارد و از طرفی، ناامنی ایجاد شده برای پرندگان که نیازمند فضای امن برای فعالیتهای زیستی خود هستند. متأسفانه در این میان، چالشهایی از سوی شرکت املاح معدنی نیز وجود دارد.
یکی دیگر از چالشها و مشکلات اساسی که این محدوده تالاب با آن روبهرو است، عدم هماهنگی میان دستگاههای مختلف است. برای من بسیار جالب و عجیب است که اداره کل محیط زیست در پی ارتقای این منطقه از شکار ممنوع به منطقه حفاظت شده است. در حالی که در همه جای کشور معمولاً سازمان صنعت، معدن و تجارت به این دلیل که فعالیتهای صنعتی را محدود میکند، یا اداره مسکن و شهرسازی به این دلیل که فعالیتهای انسانی و ساختوساز را محدود میسازد، با چنین ارتقائی مخالفت میکنند؛ در استان ما دستگاهی که حافظ طبیعت محسوب میشود، با این ارتقا مخالفت کرده است.
منابع طبیعی با ارتقای منطقه به سطح حفاظت شده مخالفت کرده است، آن هم با دلایلی که به نظر ما واقعاً غیرمنطقی و غیرکارشناسی است. امیدواریم استاندار در این زمینه ورود کند و بپرسد چه اتفاقی میافتد که دو دستگاه با وظیفه اصلی حفاظت از طبیعت، یکیشان با توسعه و سطح حفاظتی بالاتر منطقه مخالفت کند، در حالی که خودش نیز در منطقه بهرهبرداری دارد. این یکی از دردهای بزرگ ما در استان مرکزی است؛ این اختلاف نظر بین دستگاهها.
از طرف دیگر، مجموعه جهاد کشاورزی با سدسازیهایی که برای توسعه کشاورزی در بالادست ایجاد کرده، منابع آبی کشور را به شکلی که مشاهده میکنید، تاراج کرده است. ما امنیت غذایی را رکن مهم کشور میدانیم، اما اینکه چه محصولی در چه جایی کاشته شود، حیاتی است. ما نمیتوانیم به بهانه امنیت غذایی مثلاً در استانهای خشک، برنج بکاریم یا گونههای پُرمصرف گندم را در مناطقی که منابع آبی دچار چالش شده، کشت کنیم. این محصولات باید در جاهای دیگر کاشته شوند. یعنی مثلاً جایی مثل دشت خوزستان که الان دارد سیفیجات و هندوانه تولید میکند، باید به سمت کاشت گندم برود، زیرا در آنجا اگر گندم کاشته شود، بذرهایی که بین کشت آن درمیآید به صورت طبیعی به عنوان علف هرز میشود.
در مناطقی مانند استان ما نیز اگر قرار است کشتهایی انجام شود، باید گونههای پایدار، بومی و سازگار با اقلیم منطقه تعریف شوند. تعریف یک برنامه جامع آمایش سرزمینی در حوزه تالاب بسیار ارزشمند، مهم و ضروری است تا واقعاً ببینیم چه فعالیتهایی را باید در کجا انجام دهیم. آیا واقعاً توسعه صنعتی در این منطقه لازم است؟ اگر قرار است از حوزه کشاورزی کنار برویم، سیاست جایگزین معیشت جامعه محلی و مردم منطقه باید به سمت چه چیزی حرکت کند؟ اینها نکات مهمی هستند. ما نمیگوییم کشاورزی را کنار بگذارید، بلکه میگوییم باید کشاورزی پایدار را در حاشیه تالاب توسعه داد.
کشاورزی پایدار چه نوع کشاورزی است؟ ما همواره به این نکته معتقد بودهایم که دانش بشری نیاکانمان را فراموش کردهایم. پدران ما هزاران سال آموخته بودند که بدون این تکنولوژیها در این سرزمین زندگی کنند. آنها گونههای بومی خودشان را داشتند که هم به آفات مقاوم بودند و هم کمآببر بودند، چرا که چاه آبی وجود نداشت و تکنولوژی قنات در اختیارشان بود. پدران ما یاد گرفته بودند که در منطقه خشک نمیتوان آب را روی زمین نگه داشت زیرا تبخیر میشود، بنابراین آب را به زیر زمین میبردند تا تبخیر از بین برود. تکنولوژی قناتهای ما میراث بشری است و در یونسکو ثبت شده و طول این قناتها فاصله بین زمین تا ماه است.
ما این موارد را فراموش کردهایم و بدترین رقمی که به عنوان رقم پُربازده میشناسیم را کشت کردیم؛ رقمی که باید دائم به آن سم زد زیرا بومی نیست و آفات به آن حمله میکند، دائماً باید به آن آب داد، و سرما و گرما به آن آسیب میزند. اینها را به اسم امنیت غذایی وارد کردیم. در نتیجه، ما نه امنیت غذایی این سرزمین را حفظ کردیم و نه امنیت زیستی آن را. این سیاستهای غلط، به ویژه در حوزه کشاورزی، باید کنار برود.
سیاستهای غلطمان در حوزه بارگذاری صنایع پُرآببر و ماهیتاً آلاینده مانند صنعت نفتی نیز باید خاتمه یابد. ما نمیتوانیم در حاشیه میقان صنایع نفتی مستقر کنیم، نفت را از چاه نفت صد کیلومتر فاصله با ارتفاع یک هزار و چهارصد متری به اینجا پمپاژ کنیم، در اینجا تبدیلش کنیم، آب منطقه را مصرف کنیم، آلودگی ایجاد کنیم و دوباره با کامیون آن را به حاشیه دریا صادر کنیم. این کار کاملاً غلط است. ردپای اکولوژیکی این اقدام بسیار بالاست.

اگر بخواهیم اکوسیستم انسان، جانوری و محیطی را تا ابد حفظ کنیم، باید بازنگری جدی در سیاستهای اقتصادیمان مخصوصاً در حوزه کشاورزی و صنعت داشته باشیم و به سمت صنایع سبز کمآببر و صنایع تبدیلی حرکت کنیم. فرمایشات مقام معظم رهبری دقیقاً همین است؛ ایشان بر ارزش افزوده زنجیره تولید تأکید میکنند. ما منابع بزرگ معدنی در استان مرکزی داریم، منابع مهمی در حوزه کشاورزی داریم و این صنایع تبدیلی میتوانند کمک شایانی به ما بکنند.
با این همه گونههای دارویی که داریم، میتوانیم آنها را در کارخانه تبدیل کنیم. به جای اینکه یک بشکه نفت را پنجاه دلار بفروشیم، میتوانیم یک قطره عصاره یک گونه گیاهی را صد دلار بفروشیم. این همان زنجیره تولیدی است که ما واقعاً در استان مرکزی نیازمند آن هستیم. نگاه فعلی در حوزه صنعت و نگاه فعلی در حوزه خودکفایی و تأمین امنیت غذایی را باید به سمت پایداری و امنیت غذایی اقتصادی-اجتماعی ببریم، که لازمه توسعه زیستی و ادامه زندگی موفق ما در این سرزمین است.
ورود فاضلابی که در جای دیگر برای آن مکانی نبوده و وارد تالاب می شود
تسنیم: به طور کلی وضعیت تالاب را در این شرایط فعلی چگونه ارزیابی میکنید؟
آقاخانی: به نظر میآید در شرایطی که اکثر تالابهای ما از بین رفتهاند؛ تالاب میقان تنها تالاب پُرآب مرکز کشور باشد، اما واقعیت این نیست. تالاب میقان سالهاست که از بین رفته و با بستن شریانهای حیاتی که قوه طبیعی آن بوده، نابود شده است؛ اما ما همچنان شاهد ورود فاضلابی هستیم که در جای دیگر برای آن مکانی نبوده و آن را وارد تالاب میکنیم.
اگر این نگاه و این رویکرد ناپایدار به تالاب همینطور ادامه پیدا کند، ما در سالهای آینده درگیر معضلات زیست محیطی جدی در حوزه منابع آب زیرزمینی، تولید ریزگردها و آسیبهای مختلف اجتماعی ناشی از مهاجرت مردمی که در حاشیه تالاب هستند، خواهیم بود. بنابراین، باید واقعاً یک بازنگری جدی در قالب یک طرح مدیریت مبتنی بر ظرفیت زیستبومی شهر اراک و این تالاب اتفاق بیفتد تا ما بتوانیم پایداری سرزمینی را حفظ کنیم.
به گزارش تسنیم، تالاب میقان اراک دیگر یک اکوسیستم در معرض خطر نیست؛ بر اساس شواهد موجود، این تالاب سالهاست که از منظر زیستمحیطی کارکرد اصلی خود را از دست داده و در حال تبدیل شدن به یک کانون بحران پدیدهای است که میتوان آن را «بهرهبرداری ناپایدار از بقایا» نامید. چالشهای پیش رو، تنها به محدودیتهای زیستمحیطی صرف خلاصه نمیشود، بلکه ریشه در ساختارهای معیوب بیندستگاهی، سیاستگذاریهای کشاورزی نامتوازن (نظیر کشت محصولات پُرآببر در مناطق خشک) و چشمانداز صنعتی آلاینده دارد.
همانطور که در گفتگوی مفصل با آقای آقاخانی مورد تأکید قرار گرفت، دو راه بیشتر پیش رو نیست: یا تداوم مسیر فعلی که قطعاً منجر به تشدید بحرانهای اجتماعی، مهاجرتهای منطقهای و تشدید تولید ریزگردها خواهد شد؛ یا اتخاذ یک رویکرد مدیریتی جامع و جسورانه. این رویکرد باید شامل ارتقاء فوری سطح حفاظتی تالاب، بازنگری اساسی در تخصیص منابع آبی به کشاورزی و تغییر جهتگیری اقتصادی به سمت صنایع سبز و تبدیلی باشد که با ظرفیت زیستبومی اراک همخوانی دارد.
در نهایت، بقای تالاب میقان و پایداری سرزمینی منطقه اراک، مستلزم ورود قاطعانه مسئولان ارشد استانی به اختلافات دستگاهی و اولویتدهی به منافع بلندمدت زیستمحیطی بر منافع کوتاهمدت صنعتی و کشاورزی است. میقان نمادی از وضعیت کلان منابع طبیعی کشور است؛ رسیدگی جدی به آن، چراغ راهی برای حفظ سایر اکوسیستمهای آبی ایران خواهد بود.
گفتوگو از فاطمه ساریخانی
انتهای پیام/711/
✅ آیا این خبر اقتصادی برای شما مفید بود؟ امتیاز خود را ثبت کنید.
[کل: 0 میانگین: 0]
https://eghtesadefarsi.com/?p=171858

